1
00:00:00,000 --> 00:01:30,000
༺✺༻༺══✦══༻ ترجمه‌ای از تیم لونژا ༺══✦══༻༺✺༻
   آدرس سایت : Lunazha.ir
   چنل تلگرام : Lunazha
   مترجم : Moriarty

2
00:01:30,340 --> 00:01:33,578
<font color="#ffa7eb">༺༻  برخلاف جریان ༺༻</font>

3
00:01:35,180 --> 00:01:36,920
<font color="#ff6c79">༺   قسمت سی‌و هفت   ༻</font>

4
00:01:41,350 --> 00:01:42,120
فرمانده وی

5
00:01:45,400 --> 00:01:46,200
لین جین‌ چی

6
00:01:47,680 --> 00:01:49,310
کاری که ما کردیم شورش بود

7
00:01:50,040 --> 00:01:52,070
یعنی میگی
میتونی یه راه نجات برامون پیدا کنی؟

8
00:01:54,200 --> 00:01:55,120
برادر وی

9
00:01:56,480 --> 00:01:58,200
هنوز میتونین با جبران گذشته، برای خودتون افتخار به دست بیارین

10
00:03:27,750 --> 00:03:31,030
ژنرال یینگ به حضور رسیده

11
00:03:35,620 --> 00:03:37,550
‫(ژنرال یینگ، استاد اعظم،
‫فرمانده اردوگاه پنج ارتش)

12
00:03:37,560 --> 00:03:39,540
‫(فرمانده ارشد چپ
‫فرماندهی مرکزی ارتش)

13
00:03:39,560 --> 00:03:41,992
برای دیر رسیدن به نجات اعلیحضرت
سزاوار مرگم

14
00:03:42,008 --> 00:03:44,240
ببخشین که
اعلیحضرت رو این‌همه به زحمت انداختم

15
00:03:47,360 --> 00:03:49,560
میدونم تمام شب
بی‌وقفه جنگیدی

16
00:03:49,630 --> 00:03:50,750
خیلی زحمت کشیدی

17
00:03:51,590 --> 00:03:54,080
با حضور تو کنارم
این کشور واقعا خوش‌اقباله

18
00:03:55,520 --> 00:03:56,840
شایسته این همه لطف نیستم

19
00:03:57,096 --> 00:03:58,190
برای سرکوب این شورش

20
00:03:58,310 --> 00:04:00,240
همه‌چیز به برکت اقبال بلند اعلیحضرت بود

21
00:04:00,910 --> 00:04:03,430
و وفاداری همه مقامات

22
00:04:03,520 --> 00:04:05,030
در مورد شورشی‌های داخل شهر

23
00:04:05,030 --> 00:04:07,112
هرکسی تا آخر مقاومت کرد
کشته شد

24
00:04:07,280 --> 00:04:08,910
بقیه هم بازداشت شدن

25
00:04:09,280 --> 00:04:11,280
و منتظر حکم اعلیحضرتن

26
00:04:12,120 --> 00:04:13,710
تعدادشون رو شمردین؟

27
00:04:13,750 --> 00:04:15,310
چند نفر از شورشیا فرار کردن؟

28
00:04:16,040 --> 00:04:17,270
بله، شمردیم

29
00:04:17,310 --> 00:04:19,600
بیش از دو هزار شورشی از پایتخت فرار کردن

30
00:04:21,680 --> 00:04:22,310
اعلیحضرت

31
00:04:22,472 --> 00:04:24,120
حالا که شورشیا همه‌جا پراکنده شدن

32
00:04:24,120 --> 00:04:25,800
حتما به مردم حمله و غارت میکنن

33
00:04:25,870 --> 00:04:28,530
اگه تبدیل به راهزن‌های آواره بشن
کل منطقه رو به خاک سیاه مینشونن

34
00:04:28,712 --> 00:04:30,560
از اعلیحضرت خواهش میکنم
هرچه زودتر فرمان بدن

35
00:04:30,560 --> 00:04:33,120
و نیرو بفرستن تا باقی‌مونده افراد
شاهزاده هان رو پاکسازی کنن

36
00:04:33,750 --> 00:04:35,160
حرف مشاور اعظم شیه درسته

37
00:04:35,848 --> 00:04:37,720
پاکسازی باقی‌مونده نیروهای
شاهزاده هان

38
00:04:37,912 --> 00:04:39,400
به ژنرال سپرده میشه

39
00:04:40,600 --> 00:04:42,120
تمام توانم رو میذارم

40
00:04:42,190 --> 00:04:43,600
تا آرامش رو به مردم برگردونم

41
00:04:45,390 --> 00:04:46,480
توی سرکوب این شورش

42
00:04:46,870 --> 00:04:48,720
لین جین‌ چی نه تنها زودتر هشدار داد

43
00:04:49,070 --> 00:04:50,950
بلکه به‌موقع به ژنرال یینگ هم خبر رسوند

44
00:04:51,240 --> 00:04:52,360
خدمت بزرگی کرده

45
00:04:53,120 --> 00:04:54,870
حالا هم معلوم نیست زنده‌ست یا مرده

46
00:04:55,360 --> 00:04:57,480
وقتی دارین باقی‌مونده نیروهای
شاهزاده هان رو پاکسازی میکنین

47
00:04:57,750 --> 00:04:59,360
حتما دنبال لین جین‌ چی هم بگردین

48
00:05:00,070 --> 00:05:01,270
چشم، اعلیحضرت

49
00:05:01,950 --> 00:05:02,720
اعلیحضرت

50
00:05:03,480 --> 00:05:05,270
طبق گزارش نیروهایی که برای جست‌وجو فرستادم

51
00:05:05,430 --> 00:05:07,560
بانو لین هم ناپدید شدن

52
00:05:08,160 --> 00:05:10,390
احتمالا
همراه معاون فرمانده لین هستن

53
00:05:12,680 --> 00:05:13,920
توی این سرمای شدید

54
00:05:14,070 --> 00:05:15,750
بانو لین یه زن ظریف و ضعیفن

55
00:05:16,120 --> 00:05:17,360
و لین جین‌ چی هم زخمیه

56
00:05:17,672 --> 00:05:19,240
حتما جون هردوشون در خطره

57
00:05:19,510 --> 00:05:21,270
هرچه زودتر هردوشون رو پیدا کنین

58
00:05:22,360 --> 00:05:23,120
چشم، اعلیحضرت

59
00:05:25,070 --> 00:05:25,630
اعلیحضرت

60
00:05:26,104 --> 00:05:27,310
مایلم از شهر خارج بشم

61
00:05:27,750 --> 00:05:28,720
و به ژنرال یینگ کمک کنم

62
00:05:29,310 --> 00:05:30,560
تا معاون فرمانده لین

63
00:05:32,040 --> 00:05:32,870
و بانو لین رو پیدا کنیم

64
00:05:34,720 --> 00:05:35,310
اجازه داری

65
00:05:39,160 --> 00:05:43,870
!معاون فرمانده لین-
!معاون فرمانده لین-

66
00:05:43,950 --> 00:05:44,870
!ارباب بزرگ

67
00:05:45,160 --> 00:05:46,270
!معاون فرمانده لین

68
00:05:46,310 --> 00:05:47,630
!ارباب بزرگ

69
00:05:48,870 --> 00:05:50,110
!اونطرف! زود برین ببینین

70
00:05:50,120 --> 00:05:51,990
!معاون فرمانده لین-
!معاون فرمانده لین-

71
00:05:52,008 --> 00:05:52,720
!ارباب بزرگ

72
00:05:52,720 --> 00:05:54,950
!معاون فرمانده لین-
!معاون فرمانده لین-

73
00:05:55,800 --> 00:05:57,270
!ارباب بزرگ

74
00:05:58,510 --> 00:06:00,310
!ارباب بزرگ

75
00:06:00,870 --> 00:06:01,190
...لان

76
00:06:01,352 --> 00:06:03,310
!معاون فرمانده لین-
!معاون فرمانده لین-

77
00:06:12,510 --> 00:06:13,360
!معاون فرمانده لین

78
00:06:21,160 --> 00:06:21,830
جناب هان

79
00:06:39,070 --> 00:06:40,310
...این آشوب

80
00:06:42,360 --> 00:06:44,750
نمیدونیم چند آدم بی‌گناه
توی پایتخت و اطرافش

81
00:06:46,120 --> 00:06:47,240
گرفتارش شدن

82
00:06:49,120 --> 00:06:50,160
و جونشون رو از دست دادن

83
00:06:52,800 --> 00:06:53,750
...معاون فرمانده لین

84
00:06:57,680 --> 00:06:58,950
درست و محترمانه دفنشون کنین

85
00:06:59,510 --> 00:07:00,190
چشم

86
00:07:03,160 --> 00:07:04,000
جناب هان

87
00:07:05,830 --> 00:07:06,510
جناب هان

88
00:07:06,520 --> 00:07:07,920
سربازای جلو گزارش دادن

89
00:07:07,950 --> 00:07:09,816
توی اردوگاه شن‌جی صدای درگیری میاد-
!معاون فرمانده لین-

90
00:07:10,000 --> 00:07:10,830
اردوگاه شن‌جی؟

91
00:07:13,120 --> 00:07:14,720
الان باید خالی باشه

92
00:07:17,288 --> 00:07:20,040
نکنه معاون فرمانده لین
و بقیه برگشتن اونجا؟

93
00:07:27,940 --> 00:07:31,620
‫(دونگ چینگ‌جو، دختر معاون
‫فرماندار شهرستان وان‌پینگ)

94
00:07:32,040 --> 00:07:32,950
تسلیم میشیم

95
00:07:33,430 --> 00:07:34,830
!گفتیم تسلیم میشیم

96
00:07:35,920 --> 00:07:37,160
قبلا بهتون گفتیم تسلیم شین

97
00:07:37,160 --> 00:07:38,160
ولی قبول نکردین

98
00:07:39,510 --> 00:07:40,680
حالا دیگه اینکه بتونین تسلیم شین یا نه

99
00:07:40,680 --> 00:07:42,310
دست خودتون نیست

100
00:07:43,120 --> 00:07:44,510
دست ماست

101
00:07:45,310 --> 00:07:47,120
مجبورمون نکنین
!تا پای مرگ باهاتون بجنگیم

102
00:07:54,040 --> 00:07:56,310
پس تا پای مرگ میجنگیم-
عقب وایسین-

103
00:07:57,000 --> 00:07:58,160
انتقام پدرم رو گرفتم

104
00:07:59,120 --> 00:08:00,190
دیگه از مرگ نمیترسم

105
00:08:00,750 --> 00:08:01,510
عقب وایسین

106
00:08:08,190 --> 00:08:09,000
پس بگین

107
00:08:09,480 --> 00:08:10,750
چه شرطی داره که بتونیم تسلیم شیم؟

108
00:08:13,800 --> 00:08:16,480
هرکی به مردم عادی آسیب نزده
میتونه تسلیم بشه

109
00:08:17,070 --> 00:08:19,270
هرکی به زن‌ها تجاوز نکرده
میتونه تسلیم بشه

110
00:08:19,352 --> 00:08:20,390
اونایی که فقط مال مردم رو دزدیدن

111
00:08:20,408 --> 00:08:21,720
ولی کسی رو نکشتن چی؟
اونا میتونن تسلیم شن؟

112
00:08:21,750 --> 00:08:22,240
آره

113
00:08:23,160 --> 00:08:23,950
میتونن

114
00:08:24,264 --> 00:08:26,540
ولی باید اموال دزدیده‌شده رو
به اداره شهرستان پس بدن

115
00:08:26,550 --> 00:08:28,024
و مجازاتشون رو هم قبول کنن

116
00:08:28,344 --> 00:08:30,870
صد ضربه چوب
و سه سال کار اجباری

117
00:08:30,936 --> 00:08:32,648
!من تسلیم نمیشم-
!من تسلیم میشم-

118
00:08:34,320 --> 00:08:35,120
چی گفتی؟

119
00:08:35,120 --> 00:08:35,870
!تسلیم میشم

120
00:08:36,080 --> 00:08:37,270
!دوباره بگو

121
00:08:37,750 --> 00:08:38,510
!تسلیم میشم

122
00:08:42,024 --> 00:08:44,120
زرنگه، با یه نقشه
انداختشون به جون هم

123
00:08:44,152 --> 00:08:46,170
اون تنها دختر معاون
فرماندار وان‌پینگه

124
00:08:46,184 --> 00:08:46,920
بانو دونگ

125
00:08:47,400 --> 00:08:48,750
بعد از شورش شاهزاده هان

126
00:08:48,760 --> 00:08:50,488
معاون فرماندار دونگ حاضر
نشد تسلیم بشه

127
00:08:50,910 --> 00:08:52,080
و دای روی کشتش

128
00:08:52,870 --> 00:08:54,480
وسط اون آشوب، بانو دونگ

129
00:08:54,480 --> 00:08:56,360
مامورا و مردم رو دور هم جمع کرد

130
00:08:56,568 --> 00:08:58,104
و با دست خودش دای روی رو کشت

131
00:08:58,790 --> 00:08:59,840
بعد از شکست شاهزاده هان

132
00:09:00,080 --> 00:09:01,630
نیروهای باقی‌مونده‌اش وحشت‌زده فرار کردن

133
00:09:02,320 --> 00:09:04,150
بانو دونگ ترسید

134
00:09:04,150 --> 00:09:05,480
توی راه به مردم آسیب بزنن

135
00:09:05,480 --> 00:09:06,940
برای همین تا اینجا دنبالشون اومد

136
00:09:10,030 --> 00:09:10,720
بریم

137
00:09:14,270 --> 00:09:16,550
!بشینین زمین! همه‌اتون بشینین-
!بشینین-

138
00:09:19,480 --> 00:09:20,270
بانو دونگ

139
00:09:20,280 --> 00:09:21,950
ژنرال یینگ به فرمان اعلیحضرت
اومده

140
00:09:21,960 --> 00:09:23,640
تا باقی‌مونده نیروهای شاهزاده
هان رو پاکسازی کنه

141
00:09:23,670 --> 00:09:26,150
این قسمت رو بسپارین به اردوگاه پنج ارتش

142
00:09:27,240 --> 00:09:27,910
باشه

143
00:09:32,270 --> 00:09:33,080
!همه سر جاتون بمونین

144
00:09:52,720 --> 00:09:55,180
♪ واژه به واژه ♪

145
00:09:55,448 --> 00:09:56,990
!بانو دونگ-
!بانو دونگ-

146
00:09:57,000 --> 00:09:58,616
!بانو دونگ-
!بانو دونگ-

147
00:10:00,280 --> 00:10:02,970
♪ سرگذشت نیمه‌ی عمر ♪

148
00:10:03,000 --> 00:10:04,470
!بانو دونگ-
!بانو دونگ-

149
00:10:04,480 --> 00:10:05,180
!بانو دونگ

150
00:10:05,288 --> 00:10:05,960
!بانو دونگ

151
00:10:06,000 --> 00:10:07,608
!بانو دونگ-
!بانو دونگ-

152
00:10:07,710 --> 00:10:14,380
‫♪ ذره ذره، سال‌های گذشته
‫میشن آغاز قصه ♪

153
00:10:15,180 --> 00:10:17,840
♪ غم و شادی‌های گذشته ♪

154
00:10:17,840 --> 00:10:22,750
♪ آروم همین‌جا خونه کردن ♪

155
00:10:23,670 --> 00:10:24,720
شما مقام دربارین؟

156
00:10:26,344 --> 00:10:27,960
من از نویسندگان انجمن هان‌لینم

157
00:10:28,550 --> 00:10:30,320
اسمم هان لیانگه

158
00:10:31,120 --> 00:10:31,960
جناب هان

159
00:10:32,200 --> 00:10:33,960
لطفا برای بانو دونگ
یه طبیب پیدا کنین

160
00:10:34,840 --> 00:10:35,750
چیزیم نیست

161
00:10:36,750 --> 00:10:38,750
فقط یه شبانه‌روز
چیزی نخوردم

162
00:10:39,510 --> 00:10:41,200
یه کم سرم گیج میره و پاهام سست شده

163
00:10:43,000 --> 00:10:43,910
جناب هان

164
00:10:45,080 --> 00:10:46,870
مردمی که باهام اومدن

165
00:10:47,630 --> 00:10:49,360
اونا هم دیگه جونی ندارن

166
00:10:50,440 --> 00:10:52,270
به غذا و استراحت فوری نیاز دارن

167
00:10:54,440 --> 00:10:55,720
ممکنه زحمتتون بشه، جناب هان

168
00:10:56,110 --> 00:10:58,840
چند نفر رو بفرستین تا اداره معاون فرماندار همراهیشون کنن

169
00:10:59,910 --> 00:11:01,720
و براشون غذا و جا آماده کنین؟

170
00:11:02,296 --> 00:11:04,392
کسی که شب رو برای بقیه بیدار میمونه
حقشه روشنایی صبح رو ببینه

171
00:11:05,910 --> 00:11:07,960
باید طلوع فردا رو ببینه

172
00:11:08,888 --> 00:11:10,790
توی اداره هنوز زخمیهایی هستن که

173
00:11:10,790 --> 00:11:12,320
نیاز به درمان دارن

174
00:11:13,510 --> 00:11:15,510
و بچه‌هایی هم هستن
که پدر و مادرشون رو از دست دادن

175
00:11:16,750 --> 00:11:17,960
نگران نباشین، بانو دونگ

176
00:11:18,960 --> 00:11:19,600
خودم مطمئن میشم

177
00:11:20,360 --> 00:11:22,120
به همه‌اشون به‌خوبی رسیدگی بشن

178
00:11:23,690 --> 00:11:27,740
♪ با دستای خودم و قلب خودم ♪

179
00:11:27,740 --> 00:11:31,270
♪ اسمم رو مینویسم ♪

180
00:11:31,660 --> 00:11:34,980
♪ میان هزار خط مرکب ♪

181
00:11:35,310 --> 00:11:38,560
♪ قدم‌به‌قدم به سمت روشنایی ♪

182
00:11:38,560 --> 00:11:42,610
♪ با دانسته‌هام و راهی که میرم ♪

183
00:11:42,830 --> 00:11:46,040
♪ سرنوشتم رو از نو مینویسم ♪

184
00:11:46,040 --> 00:11:47,440
♪ شب طولانی داره تموم میشه ♪

185
00:11:47,440 --> 00:11:48,240
جناب هان

186
00:11:50,488 --> 00:11:52,770
همه باقی‌مونده نیروهای شاهزاده هان
دستگیر شدن

187
00:11:53,150 --> 00:11:54,720
میخواین با ما بیاین

188
00:11:54,720 --> 00:11:56,504
و دنبال معاون فرمانده لین
بگردین؟

189
00:12:06,480 --> 00:12:07,200
جناب هان؟

190
00:12:09,750 --> 00:12:11,240
همین الان به بانو دونگ قول دادم

191
00:12:11,960 --> 00:12:13,960
به مردم رسیدگی کنم

192
00:12:14,920 --> 00:12:16,270
برای پیدا کردن معاون فرمانده لین

193
00:12:18,030 --> 00:12:18,910
و بانو لین

194
00:12:20,408 --> 00:12:21,720
باید به شما زحمت بدم

195
00:12:22,910 --> 00:12:24,080
نگران نباشین، جناب هان

196
00:12:24,550 --> 00:12:25,360
ممنون

197
00:12:33,720 --> 00:12:34,750
با چه رویی

198
00:12:34,750 --> 00:12:36,270
خودتون رو نیروی زبده میدونین؟

199
00:12:36,312 --> 00:12:38,840
حتی از جناب هانِ انجمن هان‌لین
!هم کم‌عرضه‌ترین

200
00:12:40,240 --> 00:12:42,390
اون فقط یه اهل قلم ظریفه

201
00:12:42,790 --> 00:12:45,150
ولی ده‌ها نفر از باقی‌مونده‌های
گارد تیان‌سه رو دستگیر کرده

202
00:12:46,510 --> 00:12:49,270
فرستادمتون دنبال معاون
فرمانده لین و بانو لین ولی

203
00:12:49,440 --> 00:12:51,080
دست خالی برگشتین

204
00:12:51,910 --> 00:12:53,870
فرستادمتون دنبال باقی‌مونده
نیروهای شاهزاده هان بازم

205
00:12:54,750 --> 00:12:56,550
!دست خالی برگشتین

206
00:12:57,360 --> 00:12:59,150
بیش از دو هزار نفر از افراد شاهزاده هان

207
00:12:59,320 --> 00:13:00,270
همه‌جا پراکنده شدن

208
00:13:00,320 --> 00:13:01,512
و دارن میکشن و غارت میکنن

209
00:13:01,672 --> 00:13:03,320
باید مردم برای گزارش دادن پیداشون بشه

210
00:13:03,550 --> 00:13:04,670
اما غیر از دیروز

211
00:13:04,790 --> 00:13:06,270
که یه عده از مردم آسیب دیدن

212
00:13:06,750 --> 00:13:07,320
بعد از اون

213
00:13:07,840 --> 00:13:09,320
حتی یه سرباز آواره هم دیده نشده

214
00:13:09,910 --> 00:13:11,000
خیلی عجیبه

215
00:13:11,440 --> 00:13:12,200
انگار

216
00:13:12,392 --> 00:13:14,240
یکی جلوتر از ما رفته
و افتخار رو قاپیده

217
00:13:14,750 --> 00:13:15,720
افتخار رو قاپیده؟

218
00:13:16,888 --> 00:13:19,030
غیر از اردوگاه پنج ارتش

219
00:13:19,030 --> 00:13:19,960
کی توی پایتخت میتونه همچین کاری کنه؟

220
00:13:21,510 --> 00:13:23,870
!همه‌تون بی‌عرضه‌این

221
00:13:24,440 --> 00:13:27,390
با چه رویی برم پیش اعلیحضرت؟

222
00:13:37,630 --> 00:13:38,480
ژنرال

223
00:13:38,840 --> 00:13:39,630
چی شده؟

224
00:13:39,672 --> 00:13:41,064
سون یونگ و وی بائو همراه باقی‌مونده نیروهای
شاهزاده هان اومدن

225
00:13:41,070 --> 00:13:42,490
و درخواست دیدار دارن

226
00:13:42,870 --> 00:13:45,030
چه مزخرفی میگی؟

227
00:13:45,928 --> 00:13:48,030
این‌که معاون فرمانده لین رو
پیدا نکردی کم بود

228
00:13:48,630 --> 00:13:50,320
حالا داری به افرادش تهمت میزنی

229
00:13:50,320 --> 00:13:51,870
که با شورشیای شاهزاده هان همدستن؟

230
00:13:51,870 --> 00:13:52,650
نه، این‌طوری نیست

231
00:13:52,790 --> 00:13:55,550
سون یونگ و وی بائو
با هم اومدن تسلیم بشن

232
00:13:56,240 --> 00:13:56,840
...نه

233
00:13:56,856 --> 00:13:58,630
خودتون بیاین ببینین
اون‌وقت متوجه میشین

234
00:13:58,750 --> 00:13:59,790
!خودم میتونم راه برم

235
00:14:06,270 --> 00:14:07,550
برادرا، آروم باشین

236
00:14:08,960 --> 00:14:11,510
این برادرا همه راه اشتباه رو ول کردن و

237
00:14:11,544 --> 00:14:13,080
!به اعلیحضرت اعلام وفاداری کردن

238
00:14:21,100 --> 00:14:22,700
من، وی بائو، همراه گارد چانگ‌لینگ و

239
00:14:22,750 --> 00:14:24,220
باقی‌مونده گارد تیان‌سه

240
00:14:24,248 --> 00:14:25,440
به ژنرال یینگ ادای احترام میکنیم

241
00:14:29,700 --> 00:14:32,110
من و معاون فرمانده لین بعد از درگیری
با هم دوست شدیم

242
00:14:32,120 --> 00:14:33,150
...با نصیحت اون

243
00:14:38,056 --> 00:14:39,460
تصمیم گرفتم راه درست رو انتخاب کنم

244
00:14:39,750 --> 00:14:40,840
بعد از شکست شاهزاده هان

245
00:14:40,936 --> 00:14:42,136
فرمانده وی خودش پا پیش گذاشت

246
00:14:42,140 --> 00:14:44,480
و باقی‌مونده نیروهای شاهزاده هان رو
به تسلیم دعوت کرد

247
00:14:44,870 --> 00:14:46,510
تا دیگه به مردم آسیب نزنن

248
00:14:47,080 --> 00:14:48,510
این خودش خدمت بزرگیه

249
00:14:51,000 --> 00:14:53,000
همه‌اش با کمک
فرمانده سون ممکن شد

250
00:14:54,904 --> 00:14:57,200
اعلیحضرت خیلی نگران معاون
فرمانده لین هستن

251
00:14:57,870 --> 00:14:59,440
الان کجاست؟

252
00:14:59,840 --> 00:15:00,550
ژنرال یینگ

253
00:15:03,080 --> 00:15:04,720
معاون فرمانده لین به‌شدت زخمی شده

254
00:15:05,360 --> 00:15:06,600
نان‌که و جیو گائو

255
00:15:06,610 --> 00:15:08,890
قبلا اون و بانو لین رو
برگردوندن داخل شهر

256
00:15:18,860 --> 00:15:21,540
(لطفی ماندگار)

257
00:15:35,030 --> 00:15:37,960
زخم دست چپ معاون فرمانده لین
ظاهر ترسناکی داره

258
00:15:38,480 --> 00:15:39,480
ولی خطرناک نیست

259
00:15:40,120 --> 00:15:41,750
فقط روزای بارونی

260
00:15:42,080 --> 00:15:43,200
یه کم درد میگیره

261
00:15:45,150 --> 00:15:47,360
آسیب داخلیشه که مهمه

262
00:15:47,790 --> 00:15:49,200
به اندام‌های داخلی صدمه زده

263
00:15:49,840 --> 00:15:51,750
حتما باید درست و حسابی استراحت کنه

264
00:15:52,320 --> 00:15:53,270
وگرنه

265
00:15:53,910 --> 00:15:55,960
ممکنه از عمرش کم کنه

266
00:16:00,408 --> 00:16:01,750
ممنون، طبیب سلطنتی یائو

267
00:16:01,848 --> 00:16:03,550
حتما مو به مو
طبق دستورتون عمل میکنیم

268
00:16:03,840 --> 00:16:06,150
داروش رو سر وقت میخوره
و خوب استراحت میکنه

269
00:16:06,510 --> 00:16:09,630
اعلیحضرت خیلی نگران
جراحت معاون فرمانده لین هستن و

270
00:16:10,320 --> 00:16:12,630
توی قصر منتظر گزارش منن

271
00:16:13,440 --> 00:16:14,270
پس دیگه

272
00:16:15,840 --> 00:16:16,750
مرخص میشم

273
00:16:16,792 --> 00:16:18,216
به سلامت، طبیب سلطنتی یائو

274
00:16:29,030 --> 00:16:30,030
برادر بزرگ، زن‌برادر

275
00:16:30,600 --> 00:16:32,390
چرا انقدر دیر برگشتین؟

276
00:16:32,840 --> 00:16:34,440
از نگرانی داشتیم میمردیم

277
00:16:35,550 --> 00:16:37,840
خب سالم و سلامت برگشتیم دیگه
مگه نه؟

278
00:16:51,480 --> 00:16:53,150
این دفعه خیلی زحمت
کشیدی، جین لان

279
00:16:54,320 --> 00:16:57,440
حتی یه نفر هم توی
کل عمارت کشته نشد

280
00:16:58,480 --> 00:16:59,910
همه‌اش به خاطر تو بود

281
00:17:02,110 --> 00:17:03,500
باید از لان شیانگ تشکر کنیم

282
00:17:05,510 --> 00:17:07,240
خوشبختانه زودتر فهمید یه خبریه

283
00:17:07,480 --> 00:17:09,070
و یو چان رو فرستاد برگرده و خبر بده

284
00:17:09,944 --> 00:17:11,510
برای همین تونستیم از قبل آماده بشیم

285
00:17:11,528 --> 00:17:12,712
و از این آشوب دور بمونیم

286
00:17:13,960 --> 00:17:15,400
فقط اتفاقی بهش برخوردم

287
00:17:16,240 --> 00:17:17,480
جین لان، حالت چطوره؟

288
00:17:21,310 --> 00:17:22,160
چیزی نیست

289
00:17:22,920 --> 00:17:23,790
فقط یه کم خسته‌ام

290
00:17:23,900 --> 00:17:25,240
چند روز استراحت کنم خوب میشم

291
00:17:25,848 --> 00:17:27,110
نگرانم نباشین، زن‌برادر

292
00:17:29,640 --> 00:17:30,750
برادر بزرگ باید استراحت کنه

293
00:17:31,440 --> 00:17:32,440
ما دیگه میریم

294
00:17:33,350 --> 00:17:34,030
باشه

295
00:17:36,160 --> 00:17:36,960
منم میرم

296
00:17:37,750 --> 00:17:39,400
فردا دوباره میام هردوتون رو ببینم

297
00:17:46,270 --> 00:17:46,920
بریم

298
00:17:52,310 --> 00:17:53,000
شیو لای

299
00:17:53,550 --> 00:17:54,640
یه کم پیش برادرت بمون

300
00:17:54,880 --> 00:17:55,880
الان برمیگردم

301
00:18:04,480 --> 00:18:06,160
نگران جون هستی؟

302
00:18:11,920 --> 00:18:12,590
برادر بزرگ

303
00:18:12,936 --> 00:18:14,216
جون فقط نه سالشه

304
00:18:14,312 --> 00:18:16,710
کل خاندان لو رو
انداختن زندان سلطنتی

305
00:18:16,720 --> 00:18:19,550
میدونم مجازات شورش
نابودی کل خاندانشه

306
00:18:20,720 --> 00:18:22,480
اون عوضی خودش این بلا رو سر خودش آورد

307
00:18:25,160 --> 00:18:26,750
ولی جون پسر منه

308
00:18:27,270 --> 00:18:28,200
واقعا نمیتونم

309
00:18:28,200 --> 00:18:29,920
بایستم و نگاه کنم گردنش رو بزنن

310
00:18:32,360 --> 00:18:33,720
فقط تویی که میتونم ازت کمک بخوام

311
00:18:35,144 --> 00:18:36,400
خواهش میکنم، برادر بزرگ

312
00:18:47,030 --> 00:18:47,920
صدات کردم بیای

313
00:18:47,960 --> 00:18:49,030
فقط میخواستم بفهمم

314
00:18:49,070 --> 00:18:50,790
شیائو لیان چرا تب
کرده و مریض شده

315
00:18:51,350 --> 00:18:52,240
بلند شو و جواب بده

316
00:18:55,160 --> 00:18:55,550
چشم

317
00:18:58,920 --> 00:19:00,350
اون موقع اوضاع خیلی فوری بود

318
00:19:00,920 --> 00:19:02,750
یه خدمتکار که راه‌های
کوهستان رو بلد بود همراهم کردم

319
00:19:02,790 --> 00:19:04,750
تا منو به یه روستا
نزدیک اردوگاه شن‌جی ببره

320
00:19:04,960 --> 00:19:07,550
و به ارابه‌چی گفتم شیائو لیان رو
برگردونه عمارت بیرون شهر

321
00:19:08,000 --> 00:19:09,070
ولی گان تانگ گفت

322
00:19:09,544 --> 00:19:11,640
وقتی شیائو لیان رو
به عمارت بیرون شهر رسوندن

323
00:19:11,650 --> 00:19:13,450
از قبل تب داشت
و بیهوش بود

324
00:19:13,496 --> 00:19:15,400
و تو بودی
که فرستادیش برگرده

325
00:19:15,960 --> 00:19:16,720
...شیائو لیان

326
00:19:16,790 --> 00:19:19,550
اون ارابه‌چی هم
هنوز پیدا نشده

327
00:19:20,960 --> 00:19:22,750
برای همین به یانگ فو گفتم بیارتت

328
00:19:23,030 --> 00:19:25,400
تا بفهمم دقیقا چی شده

329
00:19:25,920 --> 00:19:26,790
بانو

330
00:19:27,256 --> 00:19:28,510
طبق دستور ارباب بزرگ

331
00:19:28,520 --> 00:19:30,680
داشتم میرفتم اردوگاه پنج ارتش
ژنرال یینگ رو ببینم

332
00:19:31,000 --> 00:19:33,310
که صدای کمک خواستن یه زن رو شنیدم

333
00:19:33,720 --> 00:19:34,960
بودا به دادم برس

334
00:19:35,480 --> 00:19:37,000
نمیخوام بمیرم

335
00:19:42,880 --> 00:19:44,160
بودا به دادم برس

336
00:19:44,550 --> 00:19:47,790
یه آدم خیر بفرست نجاتم بده

337
00:20:09,790 --> 00:20:11,000
...کمک

338
00:20:14,640 --> 00:20:15,960
...کمک

339
00:20:17,590 --> 00:20:20,160
!کمک

340
00:20:38,160 --> 00:20:39,350
...نان‌که

341
00:20:45,480 --> 00:20:48,070
وقتی ارابه‌چی شنید قراره جنگ بشه، ترسید

342
00:20:48,400 --> 00:20:51,030
منو ول کرد و فرار کرد

343
00:20:52,440 --> 00:20:57,030
همه پول و جواهراتم رو هم برد

344
00:21:27,880 --> 00:21:29,440
اون موقع بانو شیائو لیان از سرما

345
00:21:29,440 --> 00:21:30,680
تمام بدنش میلرزید

346
00:21:30,888 --> 00:21:32,890
ولی فکر کردم دستور ارباب
بزرگ مهم‌تره برای همین

347
00:21:33,200 --> 00:21:36,070
سوارش کردم و تا
اردوگاه پنج ارتش تاختیم

348
00:21:36,310 --> 00:21:37,510
همین باعث شد حالش بدتر بشه

349
00:21:38,240 --> 00:21:40,880
وقتی دیدم ژنرال یینگ
با نیروها راه افتاد

350
00:21:41,400 --> 00:21:43,440
از اردوگاه پنج ارتش
یه کالسکه قرض گرفتم

351
00:21:43,920 --> 00:21:46,350
و خواستم بانو شیائو لیان رو
به عمارت بیرون شهر برسونن

352
00:21:51,256 --> 00:21:53,240
بیماری بانو شیائو لیان
تا حدی تقصیر منه

353
00:21:53,592 --> 00:21:55,016
حاضرم مجازات بشم

354
00:21:55,790 --> 00:21:57,400
اون ارابه‌چی واقعا پست بوده

355
00:21:58,270 --> 00:21:59,656
نباید به این راحتی ازش گذشت

356
00:22:01,830 --> 00:22:03,200
لطفا منو مجازات کنین، بانو

357
00:22:03,880 --> 00:22:05,200
تقصیر من بود که آدم‌شناس نبودم

358
00:22:05,550 --> 00:22:06,550
و همچین

359
00:22:06,790 --> 00:22:08,480
آدم بی‌وفا و بی‌وجدانی رو استخدام کردم

360
00:22:08,616 --> 00:22:11,096
توی عمارت
خدمتکار دیگه‌ای هم مثل اون هست؟

361
00:22:12,880 --> 00:22:13,310
بله

362
00:22:14,550 --> 00:22:16,550
دو تا خدمتکار از شلوغی
سوءاستفاده کردن و جواهرات و پول

363
00:22:16,550 --> 00:22:18,780
بانوی دوم رو دزدیدن
و فرار کردن

364
00:22:19,310 --> 00:22:21,720
همه‌اش تقصیر منه که
زیادی سهل گرفتم

365
00:22:21,736 --> 00:22:23,224
و درست تربیتشون نکردم

366
00:22:23,720 --> 00:22:24,640
مباشر دوم یانگ

367
00:22:24,888 --> 00:22:26,490
اول برو به اداره گزارش بده

368
00:22:27,000 --> 00:22:27,750
بقیه‌ش رو

369
00:22:27,896 --> 00:22:29,550
بذار وقتی همه حالشون بهتر شد رسیدگی میکنیم

370
00:22:30,030 --> 00:22:30,680
چشم

371
00:22:38,680 --> 00:22:39,960
...بانو شیائو لیان

372
00:22:41,200 --> 00:22:42,400
خیلی حالش بده؟

373
00:22:44,344 --> 00:22:45,048
طبیب گفت

374
00:22:45,080 --> 00:22:47,310
این بیماری بیشتر از هرچیزی
از ترس و اضطراب بدتر میشه

375
00:22:47,350 --> 00:22:48,990
خوشبختانه خودش زیاد
سخت نمیگیره

376
00:22:49,048 --> 00:22:50,030
چند روز دیگه خوب بخوابه

377
00:22:50,440 --> 00:22:51,550
حالش بهتر میشه

378
00:23:07,480 --> 00:23:08,880
بانو، انگار فکرتون خیلی درگیره

379
00:23:09,480 --> 00:23:10,750
چیزی اذیتتون میکنه؟

380
00:23:15,656 --> 00:23:17,736
این دفعه خدا رو شکر ارباب دوم

381
00:23:18,070 --> 00:23:19,240
خیلی بااحتیاط بودن

382
00:23:20,000 --> 00:23:20,790
وگرنه

383
00:23:21,110 --> 00:23:22,550
میترسم اون خدمتکارا

384
00:23:22,550 --> 00:23:24,490
ارباب‌هاشون رو به
شورشیا میفروختن

385
00:23:24,960 --> 00:23:26,000
اون‌وقت

386
00:23:26,680 --> 00:23:27,480
یو چان

387
00:23:27,960 --> 00:23:29,310
شیو لای، شیو وان

388
00:23:29,400 --> 00:23:30,160
و یینگ‌جی

389
00:23:31,112 --> 00:23:32,400
همه توی خطر میفتادن

390
00:23:35,880 --> 00:23:36,790
درسته

391
00:23:37,960 --> 00:23:39,400
برای اینکه خونه نظم بگیره

392
00:23:40,110 --> 00:23:41,510
اول آدم باید خودش رو درست کنه

393
00:23:42,248 --> 00:23:43,740
وقتی ارباب، ارباب نباشه

394
00:23:43,750 --> 00:23:45,096
خدمتکار هم خدمتکار نمیمونه

395
00:23:45,352 --> 00:23:47,000
و خونه هیچ‌وقت آروم نمیگیره

396
00:23:48,440 --> 00:23:49,200
یو چان

397
00:23:51,920 --> 00:23:52,680
!یو چان

398
00:23:54,640 --> 00:23:55,350
!یو چان

399
00:23:57,920 --> 00:23:58,720
حرفم رو گوش کن

400
00:23:59,224 --> 00:24:00,310
نمیخوام بشنوم

401
00:24:06,160 --> 00:24:07,200
اگه بازم ادامه بدی

402
00:24:07,270 --> 00:24:08,240
صدا میکنم یکی بیاد

403
00:24:09,110 --> 00:24:09,880
صدا کن

404
00:24:10,000 --> 00:24:12,392
چه بهتر، ارباب بزرگ و
بانو رو هم صدا کن بیان بیرون

405
00:24:12,400 --> 00:24:13,550
جلوی خودشون

406
00:24:13,640 --> 00:24:14,590
همه‌چی رو روشن میکنیم

407
00:24:18,008 --> 00:24:19,440
دقیقا چی میخوای بگی؟

408
00:24:19,510 --> 00:24:19,880
...من

409
00:24:21,000 --> 00:24:22,160
یه چیزی ازت پرسیدم

410
00:24:22,184 --> 00:24:23,450
هنوز جوابم رو ندادی

411
00:24:24,680 --> 00:24:25,270
...تو

412
00:24:25,960 --> 00:24:27,640
بالاخره میدونی چه حسی بهت دارم یا نه؟

413
00:24:29,920 --> 00:24:31,030
...بی‌مقدمه

414
00:24:31,200 --> 00:24:32,720
چه مرگت شده؟

415
00:24:35,544 --> 00:24:37,352
میدونی

416
00:24:37,420 --> 00:24:38,590
از پریروز تا امروز

417
00:24:38,590 --> 00:24:40,160
چند تا جنازه دیدم؟

418
00:24:40,968 --> 00:24:42,590
تمام این مدت فکرم
پیش تو بود

419
00:24:44,030 --> 00:24:45,000
تو حتی یه ذره

420
00:24:46,480 --> 00:24:47,550
به فکر من نبودی؟

421
00:24:51,000 --> 00:24:52,240
شمشیر که چشم نداره

422
00:24:53,880 --> 00:24:55,160
...اگه من مرده بودم

423
00:24:55,240 --> 00:24:55,790
!خفه شو

424
00:24:56,310 --> 00:24:57,160
هیچ اگه‌ای در کار نیست

425
00:24:59,880 --> 00:25:00,790
!زود حرفت رو پس بگیر

426
00:25:01,790 --> 00:25:02,750
آفتی مثل تو

427
00:25:03,310 --> 00:25:04,590
حتما صد سال عمر میکنه

428
00:25:06,750 --> 00:25:08,200
پس تو هم به فکرم بودی

429
00:25:11,720 --> 00:25:12,960
من از تو بزرگ‌ترم

430
00:25:13,960 --> 00:25:15,240
یه بار هم ازدواج کردم

431
00:25:16,550 --> 00:25:18,000
دایه وو هیچ‌وقت راضی نمیشه

432
00:25:21,688 --> 00:25:23,160
هیچ‌وقت جرات نکردم دلم رو درگیر کنم

433
00:25:27,448 --> 00:25:29,704
تو هم بهتره بی‌خیالش بشی
هرچی زودتر بهتر

434
00:25:34,030 --> 00:25:34,750
در مورد مادرم

435
00:25:36,030 --> 00:25:37,030
خودم یه راهی پیدا میکنم

436
00:25:39,080 --> 00:25:40,400
چه راهی میخوای پیدا کنی؟

437
00:25:41,480 --> 00:25:42,590
پدرت زود از دنیا رفت

438
00:25:42,872 --> 00:25:45,070
دایه وو تنهایی بزرگت کرد
براش آسون نبود

439
00:25:46,000 --> 00:25:47,350
نباید دلش رو بشکنی

440
00:25:48,960 --> 00:25:49,720
...تازه

441
00:25:50,160 --> 00:25:50,960
تازه

442
00:25:51,736 --> 00:25:53,680
تو شش هفت سالت بود
که فروختنت به عمارت

443
00:25:54,200 --> 00:25:55,960
حتی یادت نیست پدر و مادرت کی بودن

444
00:25:55,976 --> 00:25:56,936
یا اهل کجا بودی

445
00:25:58,160 --> 00:25:59,270
مادرم دلش برات سوخت

446
00:25:59,304 --> 00:26:00,550
و همیشه هوات رو داشت

447
00:26:01,960 --> 00:26:03,590
نباید کاری کنی دلش بشکنه

448
00:26:05,640 --> 00:26:06,070
...تو

449
00:26:12,720 --> 00:26:13,400
...تو

450
00:26:15,448 --> 00:26:16,968
...اون موقع که توی تماشاخونه قایم شده بودی

451
00:26:23,110 --> 00:26:24,310
تو هم نگران من بودی

452
00:26:26,480 --> 00:26:27,270
تو هم میترسیدی

453
00:26:29,030 --> 00:26:30,030
دیگه هیچ‌وقت منو نبینی

454
00:26:33,240 --> 00:26:33,830
مگه نه؟

455
00:26:53,270 --> 00:26:55,230
♪ ردی محو از عطر ♪

456
00:26:56,270 --> 00:26:57,200
بهم اعتماد کن

457
00:26:57,350 --> 00:26:58,440
کاری میکنم مادرم

458
00:26:58,480 --> 00:27:00,440
!با دل خوش با ازدواجمون موافقت کنه

459
00:27:01,750 --> 00:27:04,160
جیو گائو همیشه انقدر تیز و زرنگه

460
00:27:04,440 --> 00:27:05,750
هیچی از چشمش دور نمیمونه

461
00:27:06,790 --> 00:27:08,480
ولی حالا

462
00:27:08,640 --> 00:27:09,640
ما دوتا آدم زنده

463
00:27:09,960 --> 00:27:11,640
همین‌جا وایسادیم و هیچی نفهمید

464
00:27:12,000 --> 00:27:13,790
هر وقت جیو گائو کنار یو چان بود

465
00:27:14,270 --> 00:27:15,550
من ازش حرصم میگرفتم

466
00:27:15,830 --> 00:27:16,720
ولی امروز

467
00:27:17,110 --> 00:27:18,750
انگار بالاخره عقلش رسید

468
00:27:20,550 --> 00:27:22,160
قدیمیا بی‌خود نمیگفتن

469
00:27:22,400 --> 00:27:25,480
آدم از هر زمین خوردنی یه چیزی یاد میگیره

470
00:27:25,480 --> 00:27:27,310
♪ نمیتونم فراموش کنم ♪

471
00:27:27,920 --> 00:27:29,070
جلوی ضرر رو هر وقت بگیری

472
00:27:29,750 --> 00:27:31,030
منفعته

473
00:27:33,200 --> 00:27:36,080
♪ عشق هنوز دورمون میپیچه ♪

474
00:27:37,120 --> 00:27:41,992
‫♪ دست در دست هم، توی همین زندگی
‫نفس میکشیم ♪

475
00:27:42,000 --> 00:27:47,420
‫♪ میان عطری که
‫تمام حیاط رو پر کرده ♪

476
00:27:57,960 --> 00:27:58,750
برگشتی

477
00:28:04,310 --> 00:28:05,790
فکر کردم خوابیدی

478
00:28:06,480 --> 00:28:07,680
منتظرت بودم

479
00:28:09,310 --> 00:28:10,310
کجا رفته بودی؟

480
00:28:12,070 --> 00:28:13,750
یه چیزایی بود که باید خوب بهشون فکر میکردم

481
00:28:14,240 --> 00:28:16,720
برای همین یه کم بیرون نشستم
و گذاشتم باد سرم رو خنک کنه

482
00:28:17,160 --> 00:28:18,160
نفهمیدم کی

483
00:28:18,590 --> 00:28:19,550
هوا تاریک شد

484
00:28:32,880 --> 00:28:34,110
فکر دو نفر

485
00:28:34,830 --> 00:28:36,000
از یه نفر بهتره

486
00:28:37,160 --> 00:28:39,000
دوست داری به شوهرت هم بگی؟

487
00:28:49,590 --> 00:28:50,480
توی نمایش‌ها

488
00:28:51,310 --> 00:28:52,310
اون مقامایی که منصب دارن

489
00:28:52,310 --> 00:28:53,750
ولی کارشون رو انجام نمیدن

490
00:28:54,030 --> 00:28:55,440
بیشتر از همه منفور مردم‌ان

491
00:28:56,480 --> 00:28:58,030
و خودم نفهمیدم کی

492
00:28:58,750 --> 00:29:01,070
تبدیل شدم به یکی از
همون آدمای منفور روی صحنه

493
00:29:02,790 --> 00:29:04,200
چرا اینو میگی؟

494
00:29:05,544 --> 00:29:07,270
من بانوی بزرگ عمارت لینم

495
00:29:08,000 --> 00:29:09,640
اینکه خدمتکارا و کنیزا

496
00:29:10,110 --> 00:29:11,030
چی کار کنن

497
00:29:11,310 --> 00:29:12,350
چی کار نکنن

498
00:29:12,400 --> 00:29:14,070
کی بمونه و کی نَمونه

499
00:29:14,790 --> 00:29:16,480
همه‌اش باید زیر نظر من باشه

500
00:29:18,270 --> 00:29:20,350
ولی من صاحب منصب بودم
و کارم رو نکردم

501
00:29:21,784 --> 00:29:22,830
برای همین خدمتکارا

502
00:29:23,550 --> 00:29:24,830
هرجور آدمی شدن

503
00:29:25,350 --> 00:29:26,720
و دل و وفاداری‌شون از هم پاشید

504
00:29:29,640 --> 00:29:31,480
خوشبختانه ارباب دوم بود

505
00:29:32,160 --> 00:29:33,960
و فقط یه کم مال و اموال از دست دادیم

506
00:29:35,350 --> 00:29:36,720
ولی اون ارابه‌چی عمارت بیرون شهر

507
00:29:37,030 --> 00:29:38,550
نه فقط پول دزدید

508
00:29:38,920 --> 00:29:41,030
بلکه شیائو لیان رو
وسط بیابون ول کرد

509
00:29:42,590 --> 00:29:43,750
اگه نان‌که نبود

510
00:29:45,310 --> 00:29:47,720
شیائو لیان بیرون پایتخت
از سرما میمرد

511
00:29:53,400 --> 00:29:55,720
فکر میکردم اگه خودمو کنار بکشم

512
00:29:55,992 --> 00:29:57,750
و کاری به هیچ‌کس
نداشته باشم کافیه

513
00:30:00,590 --> 00:30:01,880
ولی یادم رفته بود

514
00:30:02,830 --> 00:30:04,160
وقتی خودت وسط ماجرایی

515
00:30:05,070 --> 00:30:06,200
نمیتونی بی‌تفاوت بمونی

516
00:30:08,200 --> 00:30:10,070
نزدیک بود باعث مرگ یه نفر بشم

517
00:30:11,208 --> 00:30:12,920
و یه اشتباه جبران‌ناپذیر کنم

518
00:30:15,640 --> 00:30:16,830
تقصیر تو نیست

519
00:30:18,680 --> 00:30:19,480
تقصیر منه

520
00:30:20,720 --> 00:30:22,510
من خواستت رو نادیده گرفتم

521
00:30:23,070 --> 00:30:24,070
و باهات ازدواج کردم

522
00:30:25,590 --> 00:30:27,350
برای همین ازم دلخور شدی

523
00:30:28,880 --> 00:30:30,960
و به کارهای خونه
هیچ توجهی نکردی

524
00:30:32,680 --> 00:30:34,550
و همیشه خودت
رو غریبه دونستی

525
00:30:42,550 --> 00:30:43,350
لان شیانگ

526
00:30:44,920 --> 00:30:45,790
قبلا

527
00:30:47,110 --> 00:30:49,400
همیشه فکر میکردم به
خاطر هان لیانگه که

528
00:30:50,680 --> 00:30:52,160
 ازم دلخوری

529
00:30:52,792 --> 00:30:55,720
و نمیخوای با خیال راحت
بانوی بزرگ خاندان لین باشی

530
00:30:57,830 --> 00:30:59,830
ولی تازه الان فهمیدم

531
00:31:01,720 --> 00:31:03,270
اصلا پای عشق به یه مرد دیگه وسط نبوده

532
00:31:04,830 --> 00:31:05,640
بلکه

533
00:31:09,440 --> 00:31:11,270
درست مثل اون موقع که مشاور اعظم جائو

534
00:31:12,070 --> 00:31:14,200
میخواست آینده و زندگی منو کنترل کنه

535
00:31:15,680 --> 00:31:17,960
و منو به خدمت خودش
و خاندان جائو دربیاره

536
00:31:19,920 --> 00:31:21,720
من ترجیح دادم قلم رو کنار
بذارم و شمشیر دست بگیرم

537
00:31:22,310 --> 00:31:24,000
و برم جین‌جو سربازی

538
00:31:25,880 --> 00:31:27,510
تا اینکه بذارم منو کنترل کنه

539
00:31:30,920 --> 00:31:32,200
فکر کنم تو هم همین‌طوری بودی

540
00:31:34,270 --> 00:31:35,350
چیزی که ازش متنفری

541
00:31:36,550 --> 00:31:38,510
اینه که من آزادیت رو ازت گرفتم

542
00:31:40,350 --> 00:31:41,440
فکر میکردم

543
00:31:42,110 --> 00:31:44,310
اگه چندتا حرف شیرین
بزنم و دلت رو به دست بیارم

544
00:31:45,680 --> 00:31:46,960
اگه مهربون‌تر باشم

545
00:31:47,510 --> 00:31:48,830
بیشتر هوات رو داشته باشم

546
00:31:49,720 --> 00:31:51,000
و بهتر باهات رفتار کنم

547
00:31:52,920 --> 00:31:54,350
میتونم دلت رو به دست بیارم

548
00:31:55,790 --> 00:31:58,200
ولی تازه وقتی «افسانه پریِ پر» رو 
که خودت نوشته بودی خوندم

549
00:31:59,590 --> 00:32:00,590
فهمیدم

550
00:32:02,880 --> 00:32:04,160
توی نگاه تو

551
00:32:05,030 --> 00:32:06,310
عشق بین زن و مرد

552
00:32:07,510 --> 00:32:09,640
چیزی نیست جز گل
روی یه قبر متروک

553
00:32:11,000 --> 00:32:12,550
یه چهره زیبا روی استخون‌های سفید

554
00:32:13,960 --> 00:32:15,480
مثل خواب و خیال

555
00:32:16,960 --> 00:32:18,440
که یه لحظه بعد محو میشه

556
00:32:20,350 --> 00:32:21,920
زیادی مغرور بودم

557
00:32:23,680 --> 00:32:24,640
دست‌کم گرفته بودمت

558
00:32:33,480 --> 00:32:34,240
راستش

559
00:32:36,440 --> 00:32:37,790
منم تو رو دست‌کم گرفته بودم

560
00:32:39,960 --> 00:32:42,270
درسته که تو نمیدونستی توی سرم چی میگذره

561
00:32:42,750 --> 00:32:44,000
یا چی دوست دارم و چی دوست ندارم

562
00:32:45,960 --> 00:32:48,310
ولی منم نمیدونستم تو چی فکر میکنی

563
00:32:49,368 --> 00:32:51,000
و از چی خوشت میاد یا بدت میاد

564
00:33:05,160 --> 00:33:06,680
هردومون هنوز جوونیم

565
00:33:11,160 --> 00:33:12,720
وقت زیاد داریم

566
00:33:14,640 --> 00:33:16,400
که واقعا همدیگه رو بشناسیم

567
00:33:30,830 --> 00:33:32,000
بین من و تو

568
00:33:33,110 --> 00:33:34,830
چیزای زیادی فاصله انداخته

569
00:33:36,510 --> 00:33:37,680
راه من و تو

570
00:33:39,384 --> 00:33:40,350
یکی نیست

571
00:33:42,270 --> 00:33:44,160
منظورت خانواده و جایگاهمونه؟

572
00:33:47,750 --> 00:33:48,960
بهت قول میدم

573
00:33:50,030 --> 00:33:51,160
از این به بعد

574
00:33:52,070 --> 00:33:53,030
بهت احترام بذارم

575
00:33:53,640 --> 00:33:54,400
و برات ارزش قائل باشم

576
00:33:55,400 --> 00:33:57,240
درست مثل یه نسخه دیگه از خودم توی این دنیا

577
00:33:58,350 --> 00:33:59,960
حتی اگه الان

578
00:34:01,240 --> 00:34:03,160
هیچ عشقی از جنس زن و
شوهری به من نداشته باشی

579
00:34:07,680 --> 00:34:09,590
ما با هم از سختی رد شدیم

580
00:34:11,096 --> 00:34:12,960
و بینمون حق و حرمت
زن و شوهری هست

581
00:34:16,030 --> 00:34:17,360
هرچی هم بشه

582
00:34:18,440 --> 00:34:19,230
هردومون

583
00:34:21,280 --> 00:34:22,800
باید خوب زندگی کنیم

584
00:34:32,510 --> 00:34:34,230
فردا کلی کار داریم

585
00:34:35,920 --> 00:34:37,670
تو هم زودتر استراحت کن

586
00:34:43,700 --> 00:34:48,190
‫♪ حتی اگه این فراز و
‫نشیب‌ها یه عمرم رو بگیرن ♪

587
00:34:48,820 --> 00:34:52,990
‫♪ آخرش برمیگردم به همون لحظه‌ای
‫که قصه‌مون شروع شد ♪

588
00:34:53,420 --> 00:34:56,720
‫♪ گشتم و گشتم
‫هزار راه رفتم و برگشتم ♪

589
00:34:56,720 --> 00:34:59,510
‫♪ ولی رویای گذشته دیگه از نو ساخته نمیشه ♪

590
00:34:59,830 --> 00:35:02,660
‫♪ و چیزی جز حسرت باقی نمیمونه ♪

591
00:35:02,860 --> 00:35:07,290
‫♪ خوشبختانه از دل این همه فراز و
‫نشیب، هنوز یه عمر برام مونده ♪

592
00:35:07,700 --> 00:35:12,800
♪ چه این زندگی، چه زندگی بعد
آخرش فقط تویی ♪

593
00:35:13,400 --> 00:35:21,530
♪ فقط از سرنوشت میخوام
این بار زودتر ما رو به هم برسونه ♪

594
00:35:23,980 --> 00:35:28,020
(تالار ماهاویرا)

595
00:35:28,020 --> 00:35:32,100
(نیکوکار مو، نیکوکار چن)

596
00:35:35,980 --> 00:35:39,580
(نیکوکار چینگ‌شیانگ)

597
00:35:39,580 --> 00:35:43,140
(نیکوکار شینگ‌تانگ)

598
00:36:18,150 --> 00:36:19,030
این درخت

599
00:36:19,760 --> 00:36:21,480
سال به سال همون شکلی میمونه

600
00:36:22,510 --> 00:36:24,590
ولی آدما هر
سال عوض میشن

601
00:36:26,030 --> 00:36:27,110
کی فکرش رو میکرد

602
00:36:27,920 --> 00:36:29,480
آدمی مثل جائو شینگ‌تانگ

603
00:36:29,800 --> 00:36:31,320
یه‌دفعه همین‌طوری از دنیا بره؟

604
00:36:43,190 --> 00:36:44,400
دنیا قابل پیش‌بینی نیست

605
00:36:44,760 --> 00:36:46,070
دل آدما هم مدام عوض میشه

606
00:36:47,360 --> 00:36:49,800
اون موقع که اصرار داشتم
از خاندان لو جدا بشم

607
00:36:51,440 --> 00:36:53,440
همه سرزنشم میکردن که حرمت‌ها
رو زیر پا گذاشتم

608
00:36:54,000 --> 00:36:55,400
حالا همه ازم تعریف میکنن

609
00:36:55,400 --> 00:36:56,630
که دوراندیش بودم

610
00:36:57,760 --> 00:36:59,550
نه فقط جون خودم رو نجات دادم

611
00:37:00,960 --> 00:37:02,510
جون دخترم رو هم نجات دادم

612
00:37:04,670 --> 00:37:05,670
جون چی؟

613
00:37:06,670 --> 00:37:08,150
لین جین‌ چی بالاخره جواب قطعی داد؟

614
00:37:08,920 --> 00:37:09,920
برادر بزرگ گفت

615
00:37:10,360 --> 00:37:13,070
چون جون هنوز خیلی کوچیکه

616
00:37:13,112 --> 00:37:14,550
اعلیحضرت حاضر شدن از جونش بگذرن

617
00:37:18,110 --> 00:37:18,960
...فقط

618
00:37:21,896 --> 00:37:24,490
سه نسل حق شرکت توی
آزمون‌های دولتی رو ندارن و

619
00:37:25,590 --> 00:37:26,630
نمیتونن وارد دستگاه حکومت بشن

620
00:37:28,320 --> 00:37:29,710
برای یه مرد

621
00:37:29,944 --> 00:37:31,510
مگه فقط امتحان دادن و مقام گرفتن

622
00:37:31,510 --> 00:37:32,550
تنها راه زندگیه؟

623
00:37:33,280 --> 00:37:34,710
لان شیانگ قبلا همینو گفته بود

624
00:37:40,440 --> 00:37:42,590
بانوی اول، بانوی دوم

625
00:37:42,800 --> 00:37:44,320
بانو هنوز مشغول عبادتن؟

626
00:37:45,016 --> 00:37:46,760
مباشر دوم یانگ کاری دارن؟

627
00:37:46,840 --> 00:37:48,216
بانو قبلا دستور داده بودن

628
00:37:48,220 --> 00:37:50,320
جسد بانوی ششم جائو رو
از گورستان عمومی برداریم

629
00:37:50,440 --> 00:37:52,460
و کفن و تابوت کنیم
و بفرستیم خاندان شیه

630
00:37:52,510 --> 00:37:53,990
ولی موقع آماده کردن جسد

631
00:37:54,030 --> 00:37:55,400
فهمیدیم بانوی ششم جائو

632
00:37:55,410 --> 00:37:57,870
از شوهرش جدا شده
و برگشته خونه پدری

633
00:37:57,880 --> 00:38:00,190
حالا هم کل خاندان جائو توی زندانن

634
00:38:00,440 --> 00:38:02,320
با جسد چی کار کنیم؟

635
00:38:02,670 --> 00:38:04,510
باید بانو تصمیم بگیرن

636
00:38:04,792 --> 00:38:06,670
این طلاق‌نامه‌ی جائو شینگ‌لوئه؟

637
00:38:07,480 --> 00:38:08,280
بله

638
00:38:09,070 --> 00:38:09,880
بذار ببینم

639
00:38:09,920 --> 00:38:10,360
بفرمایین

640
00:38:12,968 --> 00:38:13,980
(طلاق‌نامه)

641
00:38:14,000 --> 00:38:15,848
‫(پیوندمون از سه زندگی
‫پیش شکل گرفت)

642
00:38:15,960 --> 00:38:17,710
‫(با شش رسم ازدواج به هم رسیدیم)

643
00:38:18,456 --> 00:38:20,280
‫(و در این زندگی
‫زن و شوهر شدیم)

644
00:38:20,728 --> 00:38:22,440
‫(اما حالا که دل‌هامون از هم جدا شده)

645
00:38:22,510 --> 00:38:23,670
‫(دیگه نمیتونیم یکی باشیم)

646
00:38:24,550 --> 00:38:26,880
‫(امیدوارم همسرم بعد از جدایی)

647
00:38:27,320 --> 00:38:29,840
‫(همه کینه‌ها رو رها کنه
‫و دوباره لبخند بزنه)

648
00:38:30,230 --> 00:38:31,840
‫(همسری صاحب‌مقام پیدا کنه)

649
00:38:32,280 --> 00:38:33,550
‫(به شادی و بزم زندگی کنه)

650
00:38:33,560 --> 00:38:35,432
‫(و زندگیش مثل دو
‫ساز هماهنگ، خوش‌آهنگ باشه)

651
00:38:35,710 --> 00:38:38,000
مشاور اعظم جائو واقعا
دامادشناس خوبی بوده

652
00:38:38,760 --> 00:38:41,000
شوهر جائو شینگ‌لو

653
00:38:41,760 --> 00:38:42,630
خط خوبی داشته

654
00:38:42,800 --> 00:38:43,630
قلم خوبی هم داشته

655
00:38:44,030 --> 00:38:45,440
و از همه بهتر، دل خوبی داشته

656
00:38:47,320 --> 00:38:48,230
حیف

657
00:38:48,510 --> 00:38:50,440
درست مثل خواهر بزرگش جائو شینگ‌تانگ

658
00:38:51,030 --> 00:38:52,400
جائو شینگ‌لو هم آدم‌شناس خوبی نبود

659
00:38:53,540 --> 00:38:55,780
(نوشته شیه جائو)

660
00:38:59,480 --> 00:39:01,840
خاندان شیه از قبل برای شیه
جائو نامزد پیدا کرده بودن

661
00:39:02,280 --> 00:39:04,550
دختر ششم شاخه
سوم خاندان جائو

662
00:39:07,360 --> 00:39:08,150
چی شده؟

663
00:39:09,760 --> 00:39:10,550
هیچی

664
00:39:20,550 --> 00:39:21,400
بانو

665
00:39:22,150 --> 00:39:22,920
بانو

666
00:39:23,280 --> 00:39:24,840
این طلاق‌نامه رو

667
00:39:24,840 --> 00:39:26,110
روی بدن بانوی ششم جائو پیدا کردیم

668
00:39:26,480 --> 00:39:29,800
با جسدش چی کار کنیم؟

669
00:39:34,110 --> 00:39:35,480
بالاخره باید خاک بشه

670
00:39:36,760 --> 00:39:37,590
هزینه‌اش با من

671
00:39:37,800 --> 00:39:39,190
جائو شینگ‌لو رو دفن کنین

672
00:39:39,760 --> 00:39:40,960
و از راهب‌های معبد هم بخواین

673
00:39:40,960 --> 00:39:42,280
براش مراسمی برگزار کنن

674
00:39:42,710 --> 00:39:43,440
چشم

675
00:39:48,792 --> 00:39:50,320
بانو واقعا دل مهربونی دارین

676
00:39:50,920 --> 00:39:52,590
جائو شینگ‌لو قبلا

677
00:39:52,590 --> 00:39:53,840
خیلی شما رو مسخره میکرد

678
00:39:54,110 --> 00:39:55,510
و کم حرف طعنه‌آمیز نمیزد

679
00:39:56,408 --> 00:39:57,630
جلوی مرگ و زندگی

680
00:39:58,000 --> 00:39:59,550
این چیزا ارزش فکر کردن نداره

681
00:40:06,510 --> 00:40:07,960
با من برمیگردین عمارت

682
00:40:08,190 --> 00:40:09,280
یا میخواین یه کم دیگه بگردین؟

683
00:40:13,280 --> 00:40:14,480
با شما برمیگردیم، زن‌برادر

684
00:40:15,960 --> 00:40:16,630
خوبه

685
00:40:16,680 --> 00:40:18,320
یه موضوعی هم هست که میخوام باهاتون حرف بزنم

686
00:40:22,190 --> 00:40:23,280
این‌همه رسمی؟

687
00:40:23,760 --> 00:40:25,630
زن‌برادر، چی شده که میخواین
با ما مشورت کنین؟

688
00:40:28,280 --> 00:40:29,440
از وقتی اومدیم پایتخت

689
00:40:29,544 --> 00:40:31,510
تعداد خدمتکارای عمارت
خیلی بیشتر شده

690
00:40:31,928 --> 00:40:33,360
قبلا زن‌عموی دوم اینجا بود

691
00:40:33,360 --> 00:40:34,710
و همه‌چیز رو مدیریت میکرد

692
00:40:35,670 --> 00:40:37,110
ولی از وقتی برگشت جین‌لینگ

693
00:40:37,360 --> 00:40:39,630
دیگه کسی نیست که کارها رو بچرخونه

694
00:40:40,550 --> 00:40:41,760
یانگ فو آدم توانمندیه

695
00:40:41,944 --> 00:40:43,710
ولی بالاخره از اهل خونه نیست

696
00:40:44,670 --> 00:40:45,550
میگفت

697
00:40:45,688 --> 00:40:46,840
این چند روز

698
00:40:47,150 --> 00:40:49,070
هر وقت توی چیزی تصمیم نمیتونسته بگیره

699
00:40:49,320 --> 00:40:50,800
میومده سراغ تو، شیو لای

700
00:40:53,280 --> 00:40:54,590
دیدم فکر زن‌برادر

701
00:40:54,590 --> 00:40:56,230
اصلا پیش کارای خونه نیست

702
00:40:57,070 --> 00:40:57,960
با خودم گفتم

703
00:40:58,190 --> 00:41:00,030
من که اینجا فقط
یه نون‌خور اضافه‌ام

704
00:41:00,550 --> 00:41:01,960
و وقتم آزاده

705
00:41:02,880 --> 00:41:04,000
برای همین هر وقت یانگ فو میومد سراغم

706
00:41:05,000 --> 00:41:06,110
یه تصمیمی میگرفتم

707
00:41:06,590 --> 00:41:07,920
اگه جایی اشتباه کردم

708
00:41:07,920 --> 00:41:09,416
راحت مجازاتم کنین

709
00:41:10,670 --> 00:41:11,510
بشین، شیو لای

710
00:41:16,280 --> 00:41:18,030
کارایی که تو انجام دادی

711
00:41:18,280 --> 00:41:19,550
همه‌اشون خیلی خوب بودن

712
00:41:20,190 --> 00:41:21,150
فقط یه نمونه‌اش

713
00:41:21,368 --> 00:41:22,480
قبل از سال نو

714
00:41:22,490 --> 00:41:24,390
هدیه‌هایی که برای بقیه
خاندان‌ها آماده کردی

715
00:41:24,408 --> 00:41:25,630
کاملا مناسب بودن

716
00:41:25,920 --> 00:41:28,110
همه جزئیات رفت‌وآمد و
روابط رو در نظر گرفته بودی

717
00:41:29,360 --> 00:41:30,480
خواهر بزرگ توی

718
00:41:30,590 --> 00:41:33,030
خیاطی، آشپزی، خطاطی

719
00:41:33,110 --> 00:41:34,110
و حساب‌وکتاب مهارته

720
00:41:35,190 --> 00:41:37,800
حیف خاندان لو کور بودن
و قدرش رو ندونستن

721
00:41:45,880 --> 00:41:48,150
اون‌قدرا هم که شیو
وان میگه کاربلد نیستم

722
00:41:53,710 --> 00:41:54,670
این شورش

723
00:41:55,280 --> 00:41:56,710
برای منم یه درس شد

724
00:41:57,400 --> 00:41:58,630
یه چیزی رو خصوصی

725
00:41:58,630 --> 00:41:59,880
از ته دلم بهتون میگم

726
00:42:00,960 --> 00:42:02,400
برادرتون

727
00:42:02,410 --> 00:42:04,210
منو به زور انداخت وسط این کار

728
00:42:04,920 --> 00:42:06,280
واقعا دلم با

729
00:42:06,400 --> 00:42:09,360
مدیریت خورد و خوراک و لباس
و زندگی یه عمارت کامل نیست

730
00:42:09,590 --> 00:42:11,150
چه برسه ریزترین کارای روزمره‌اش

731
00:42:11,880 --> 00:42:13,110
اصلا حوصله ندارم فکر کنم

732
00:42:13,110 --> 00:42:15,510
وقتی صیغه سوم جناب
چنگ سقط کرده

733
00:42:15,670 --> 00:42:17,400
چه هدیه‌ای باید بفرستیم

734
00:42:17,710 --> 00:42:19,280
که هم همدردی حساب بشه

735
00:42:19,550 --> 00:42:21,030
هم خانواده همسرش ناراحت نشن

736
00:42:22,184 --> 00:42:23,960
ازدواج واقعا هیچ خوبی‌ای نداره

737
00:42:24,550 --> 00:42:25,760
زن‌برادر درست میگه

738
00:42:25,840 --> 00:42:27,304
باز شروع کردی به حرفای عجیب

739
00:42:27,800 --> 00:42:28,920
مرد کار بیرون رو میچرخونه

740
00:42:29,192 --> 00:42:30,230
زن خونه رو

741
00:42:31,320 --> 00:42:33,030
اگه زن‌ها از
خانواده مراقبت نکنن

742
00:42:33,150 --> 00:42:34,710
مگه باید برن مقام دولتی بشن؟

743
00:42:35,944 --> 00:42:37,320
هرکسی آرزوی خودش رو داره

744
00:42:37,600 --> 00:42:40,380
تو از بچگی همیشه مثل یه
خواهر بزرگ واقعی بودی و

745
00:42:40,400 --> 00:42:42,152
همیشه دوست داشتی به
بقیه رسیدگی کنی

746
00:42:42,710 --> 00:42:43,670
من این‌طوری نیستم

747
00:42:46,400 --> 00:42:47,760
عمارت لین این‌همه بزرگه

748
00:42:48,320 --> 00:42:49,280
عمارت بیرون شهر هم هست

749
00:42:49,512 --> 00:42:51,128
بیشتر از صد نفر آدم اینجان

750
00:42:51,416 --> 00:42:53,630
نمیشه کسی نباشه خونه
رو اداره کنه

751
00:42:59,150 --> 00:43:00,480
...یعنی منظورتون اینه

752
00:43:05,020 --> 00:43:07,940
(پیش‌نمایش قسمت بعد)

753
00:43:09,400 --> 00:43:10,070
خوبه

754
00:43:10,590 --> 00:43:12,550
این واقعا خبر خیلی خوبیه

755
00:43:15,320 --> 00:43:16,000
عالیه

756
00:43:24,952 --> 00:43:25,320
...بانوی

757
00:43:25,480 --> 00:43:26,110
!بانوی پیر

758
00:43:28,230 --> 00:43:28,880
!بانوی پیر

759
00:43:31,590 --> 00:43:32,840
!مادر-
چی کار کنیم؟-

760
00:43:32,850 --> 00:43:33,440
چی کار کنیم؟

761
00:43:33,440 --> 00:43:34,480
!مادر-
!مادر-

762
00:43:34,480 --> 00:43:35,070
چی شده؟

763
00:43:35,150 --> 00:43:36,400
مادر!مادر، چی شده؟

764
00:43:36,400 --> 00:43:37,840
!وایسین، تکونش ندین

765
00:43:37,840 --> 00:43:39,360
!برین کنار، مزاحم نشین

766
00:43:39,550 --> 00:43:40,360
!مادر

767
00:43:41,320 --> 00:43:42,960
هوای‌شیانگ، یه لگن آب گرم بیار

768
00:43:43,280 --> 00:43:45,920
مادر!مادر، حالتون خوبه؟

769
00:43:46,550 --> 00:43:48,070
دایه وو، جعبه دارو رو بیار

770
00:43:48,104 --> 00:43:49,590
هوای‌شیانگ، یه لگن آب گرم بیار

771
00:43:49,590 --> 00:43:50,710
!زود، زود

772
00:43:52,350 --> 00:43:52,930
!مادر

773
00:43:52,954 --> 00:44:02,954
༺✺༻༺══✦══༻ ترجمه‌ای از تیم لونژا ༺══✦══༻༺✺༻
   آدرس سایت : Lunazha.ir
   چنل تلگرام : Lunazha
   مترجم : Moriarty

774
00:44:08,340 --> 00:44:12,460
♪ بهار دوباره از
شاخه‌ها سر میخوره ♪

775
00:44:15,300 --> 00:44:19,820
♪ گل‌ها بی‌صدا میشکفن
درست مثل همیشه ♪

776
00:44:21,100 --> 00:44:25,020
♪ همه شادی‌ها و غم‌ها میان و میرن ♪

777
00:44:25,700 --> 00:44:28,460
♪ و فقدان، زمستون رو توی دل جا میذاره ♪

778
00:44:29,180 --> 00:44:31,500
♪ حتی اگه تمام دنیا رنگ ببازه ♪

779
00:44:31,500 --> 00:44:34,580
♪ زمان میگذره و
هزار زندگی باهاش رد میشن ♪

780
00:44:36,100 --> 00:44:40,340
♪ باد شب توی
تالارهای خاطره میپیچه ♪

781
00:44:43,260 --> 00:44:47,420
♪ هیچ صفحه‌ای جا برای
دلتنگی‌های ناگفتنی نداره ♪

782
00:44:49,220 --> 00:44:52,780
♪ هر شادی و غم
توی این عمر کوتاه ♪

783
00:44:52,780 --> 00:44:56,340
♪ میره توی گذشته
و جاش زخمی تازه میاد ♪

784
00:44:57,140 --> 00:45:02,820
♪ و عطر کم‌رنگی
زیر ایوان‌ها جا میمونه ♪

785
00:45:03,180 --> 00:45:07,500
♪ بذار باد سرد بوزه
بذار بارون وحشی بباره ♪

786
00:45:07,860 --> 00:45:10,820
♪ بذار غم مثل سایه همه‌جا بریزه ♪

787
00:45:10,820 --> 00:45:14,580
♪ بذار عشق تکه‌تکه بشه
و کینه‌های قدیمی بسوزن ♪

788
00:45:14,580 --> 00:45:17,460
♪ بذار گذشته با دیروز بمیره ♪

789
00:45:17,460 --> 00:45:21,540
♪ یه آتیش آخر، یه جام شراب آخر ♪

790
00:45:21,540 --> 00:45:24,900
♪ و نور نقره‌ای ماه
راه شبم رو روشن کنه ♪

791
00:45:24,900 --> 00:45:28,660
♪ بذار آغازها محو شن
وقتی پایان از راه میرسه ♪

792
00:45:28,660 --> 00:45:32,660
♪ از این خواب بی‌انتها
دیگه راه برگشتی نیست ♪

793
00:45:33,420 --> 00:45:37,580
♪ بذار باد سرد بوزه
بذار بارون وحشی بباره ♪

794
00:45:37,580 --> 00:45:41,020
♪ بذار غم مثل سایه همه‌جا بریزه ♪

795
00:45:41,020 --> 00:45:44,660
♪ بذار عشق تکه‌تکه بشه
و کینه‌های قدیمی بسوزن ♪

796
00:45:44,660 --> 00:45:47,540
♪ بذار گذشته با دیروز بمیره ♪

797
00:45:47,540 --> 00:45:51,620
♪ یه آتیش آخر، یه جام شراب آخر ♪

798
00:45:51,620 --> 00:45:54,980
♪ و نور نقره‌ای ماه
راه شبم رو روشن کنه ♪

799
00:45:54,980 --> 00:45:58,620
♪ بذار آغازها محو شن
وقتی پایان از راه میرسه ♪

800
00:45:58,620 --> 00:46:06,420
♪ از این خواب بی‌انتها
دیگه راه برگشتی نیست ♪

801
00:46:06,420 --> 00:46:07,420
MkvDrama.net
