1
00:00:10,000 --> 00:00:12,000
نه، آخه من اصلاً از قبل چیزی نمی‌دونستم و اومدم اینجا.

2
00:00:12,000 --> 00:00:14,000
برای همین می‌خواستم ببینم اینجا چه کارهایی هست و من چه کمکی می‌تونم بکنم.

3
00:00:14,000 --> 00:00:16,000
چه کاری از دستم برمیاد؟

4
00:00:16,000 --> 00:00:20,000
خب، اول از همه باید اسباب‌بازی‌ها رو تمیز کنیم.

5
00:00:20,000 --> 00:00:21,000
چون همه بچه‌ها...

6
00:00:21,000 --> 00:00:24,000
همه‌شون اسباب‌بازی‌ها رو توی دهنشون می‌ذارن، درسته؟

7
00:00:24,000 --> 00:00:26,000
آره، آره، می‌دونم. تازه این روزها که فصل عوض می‌شه...

8
00:00:26,000 --> 00:00:29,000
سرماخوردگی هم خیلی زیاد شده.

9
00:00:29,000 --> 00:00:34,000
این اسپری ضدعفونی‌کننده اسباب‌بازیه، ولی نباید مستقیم روی اسباب‌بازی اسپریش کنیم.

10
00:00:34,000 --> 00:00:36,000
آهان، یعنی نباید مستقیم روی اسباب‌بازی اسپری کنیم؟

11
00:00:36,000 --> 00:00:38,000
آره، چون ممکنه بچه‌ها ذراتش رو تنفس کنن.

12
00:00:38,000 --> 00:00:42,000
برای همین، با اینکه ضدعفونی‌کننده‌ست، باید حواسمون به ایمنی هم باشه.

13
00:00:42,000 --> 00:00:45,000
معلومه! بهداشت، بهداشت و باز هم بهداشت!

14
00:00:45,000 --> 00:00:47,000
توی کافه‌بازی کودکان، بهداشت...

15
00:00:47,000 --> 00:00:50,000
از همه‌چیز مهم‌تره! همیشه اولویت با بهداشته!

16
00:00:50,000 --> 00:00:52,000
ولی امروز انگار خیلی اعتمادبه‌نفس داری!

17
00:00:52,000 --> 00:00:54,000
بله!

18
00:00:54,000 --> 00:00:56,000
فکر کردی تا حالا چند بار اومدم اینجا؟

19
00:00:56,000 --> 00:00:58,000
وای، آقای پدر! امروز تنهایی اومدین؟

20
00:00:58,000 --> 00:01:01,000
واقعاً تحسین‌برانگیزه!

21
00:01:01,000 --> 00:01:03,000
واقعاً تحسین‌برانگیزه! سلام!

22
00:01:03,000 --> 00:01:05,000
سلام، سلام! چند سالشه؟

23
00:01:05,000 --> 00:01:11,000
دو سالشه؟ پس تقریباً هم‌سن‌وسال بچه منه! واقعاً؟

24
00:01:11,000 --> 00:01:15,000
تازه داره کم‌کم زبون باز می‌کنه، نه؟

25
00:01:15,000 --> 00:01:18,000
مامان! می‌گه مامان!

26
00:01:18,000 --> 00:01:21,000
یه لحظه، یه لحظه! این چقدر قند داره؟ چقدر قند؟

27
00:01:21,000 --> 00:01:25,000
آخه ما این چیزها رو می‌دونیم، نه؟ آهان، شش گرم؟ با این حال، فقط دو گرم قند داره.

28
00:01:25,000 --> 00:01:30,000
مامانش حتماً بهش گفته زیاد از این چیزها نخوره. وقتی این رو خوردی، نری خونه بگی‌ها!

29
00:01:30,000 --> 00:01:33,000
برو خونه، غذات رو خوب بخور!

30
00:01:33,000 --> 00:01:37,000
اگه غذات رو نخوری، مامانت فوراً می‌فهمه!

31
00:01:37,000 --> 00:01:42,000
آهان، یعنی توی خونه هم تا این حد به مسائل بهداشتی توجه می‌کنین؟ انگار حسابی به این چیزها اهمیت می‌دین.

32
00:01:42,000 --> 00:01:51,000
مخصوصاً چیزهایی که اول از همه با بچه‌ها تماس پیدا می‌کنن.

33
00:01:51,000 --> 00:01:57,000
آخر هفته‌ها که پدرها سر کار می‌رن و مادرها باید تنهایی از بچه مراقبت کنن...

34
00:01:57,000 --> 00:02:03,000
اگه قرار باشه کارهای خونه و بچه‌داری رو با هم تقسیم کنین، ممکنه یکی بگه...

35
00:02:03,000 --> 00:02:09,000
«من این‌همه کار کردم، امروز تو یکم بیشتر انجام بده!» و از این حرف‌ها پیش بیاد.

36
00:02:09,000 --> 00:02:14,000
برای همین باید با درایت و هوشمندی این مسائل رو مدیریت کرد.

37
00:02:14,000 --> 00:02:18,000
اینجا رو ببینین، بچه‌ها دیگه به سنی رسیدن که همه‌چیز رو توی دهنشون می‌ذارن.

38
00:02:18,000 --> 00:02:23,000
یادمه زمان خودمون هم مدام از اینجا می‌رفتیم و برمی‌گشتیم.

39
00:02:23,000 --> 00:02:28,000
یه چیز شبیه این هم هست، شخصیت پورورو! «این در رو می‌شناسی؟ کی اونجاست؟»

40
00:02:28,000 --> 00:02:33,000
باید یکی مدام از پشت در بیرون بیاد. تق‌تق! تق‌تق!

41
00:02:33,000 --> 00:02:39,000
واقعاً تمام روز! حتی وقتی به حرف‌های پدر و مادرهایی که تجربه بچه‌داری دارن گوش می‌دم...

42
00:02:39,000 --> 00:02:46,000
می‌گن این دوره‌ای که بچه‌ها این‌قدر بامزه‌ان و خودشون رو توی آغوش آدم جا می‌دن، اون‌قدرها هم طولانی نیست.

43
00:02:46,000 --> 00:02:51,000
پس وقتی هنوز دوست دارن توی بغلت باشن، باید بیشتر باهاشون بازی کنی.

44
00:02:51,000 --> 00:02:55,000
وای، تمیز کردن این قسمت واقعاً عذابه!

45
00:02:55,000 --> 00:03:00,000
بله، وقتی بچه‌ها اینجا نیستن، باید بریم داخل و تمیزش کنیم. وقتی این وسایل رو می‌خرین و بزرگ‌تر می‌شن...

46
00:03:00,000 --> 00:03:03,000
اگه مو بهشون چسبیده باشه، باید موها رو هم جمع کنیم.

47
00:03:03,000 --> 00:03:08,000
و اگه دستت رو از لای درزها این‌طوری ببری داخل، کلی آشغال و پرز بیرون میاد.

48
00:03:08,000 --> 00:03:12,000
خب، خب، خب! گوشه‌ها رو هم باید تمیز کنیم!

49
00:03:12,000 --> 00:03:18,000
همه گوشه‌ها، تک‌تک گوشه‌ها! از نظر من، این قسمت از همه مهم‌تره.

50
00:03:18,000 --> 00:03:22,000
چون می‌ترسم بچه‌ها از اینجا سرما بخورن.

51
00:03:22,000 --> 00:03:29,000
واقعاً تمیز کردن همه این قسمت‌ها کلی کار داره!

52
00:03:29,000 --> 00:03:35,000
خب، حالا می‌شه یه تعریف و تمجید هم از صاحب اینجا بکنین؟ خب، واقعاً خوبه!

53
00:03:35,000 --> 00:03:40,000
دایی واقعاً همه‌جا رو تمیز کرده! وای، چقدر بامزه‌ست! چطور این‌قدر خوب از پسش برمیای؟

54
00:03:40,000 --> 00:03:43,000
آرین دو تا گذاشته! وای، چقدر نازه!

55
00:03:43,000 --> 00:03:47,000
می‌تونم بغلش کنم؟

56
00:03:47,000 --> 00:03:51,000
وای، ببین چه ناز می‌کنه! بیا بازی کنیم! همین‌جا بازی کنیم!

57
00:03:51,000 --> 00:03:57,000
چطور این‌قدر خوب می‌خنده؟

58
00:03:57,000 --> 00:04:01,000
واقعاً خیلی خندونه! وااای! وااای! وااای!

59
00:04:01,000 --> 00:04:08,000
این دیگه واقعاً فوق‌العاده‌ست!

60
00:04:08,000 --> 00:04:17,000
ببین، توی همین کافه‌بازی هم پیداش شده!

61
00:04:17,000 --> 00:04:23,000
یه بوی آشنایی به مشامم می‌رسه. بله، انگار این کوچولوها حسابی اینجا غذا خوردن!

62
00:04:23,000 --> 00:04:26,000
چند ماهشه؟

63
00:04:26,000 --> 00:04:28,000
نه ماهشه؟ اوه، پس دیگه بزرگ شده!

64
00:04:28,000 --> 00:04:32,000
بچه اولتونه؟ بچه اول خودم الان سی‌ویک ماهشه.

65
00:04:32,000 --> 00:04:37,000
الان خیلی سختی می‌کشین، نه؟ همین‌طوره، مگه نه؟

66
00:04:37,000 --> 00:04:40,000
به نظرم سی‌ویک‌ماهگی سخت‌تره.

67
00:04:40,000 --> 00:04:45,000
من اون موقع هم فکر می‌کردم خیلی سخته. ولی اون روزها بهشته، بهشت!

68
00:04:45,000 --> 00:04:50,000
اون موقع فقط کافیه یه کم کم‌خوابی رو تحمل کنی.

69
00:04:50,000 --> 00:04:56,000
اما وقتی بچه به سی ماهگی می‌رسه، دیگه حرف‌های مامان و بابا رو می‌فهمه.

70
00:04:56,000 --> 00:05:00,000
حتی حرف‌هایی رو هم که ناخواسته جلوی خودش می‌زنیم، متوجه می‌شه.

71
00:05:00,000 --> 00:05:07,000
مثلاً اگه یه روز دیر برگردم خونه و موقع خواب نتونم ببینمش، صبح روز بعد با چشم‌های باز منتظرم می‌مونه و دعوام می‌کنه!

72
00:05:07,000 --> 00:05:11,000
دیگه واقعاً این‌طوری شده! الان بچه‌ها بیشتر با بغل کردن و این‌جور چیزها سرگرم می‌شن...

73
00:05:11,000 --> 00:05:15,000
اما وقتی بزرگ‌تر بشن، اوضاع فرق می‌کنه.

74
00:05:15,000 --> 00:05:21,000
من می‌گم حرف زدن با بچه‌ها رو باید جدی گرفت. باید حواستون به حرف‌هایی که می‌زنین باشه.

75
00:05:21,000 --> 00:05:24,000
آره، واقعاً همین‌طوره!

76
00:05:24,000 --> 00:05:30,000
مثلاً وقتی توی ماشین آهنگ پخش می‌شه، آهنگ‌هایی مثل «Baby Shark» یا «Baby Finger»...

77
00:05:30,000 --> 00:05:33,000
من هم ناخودآگاه باهاشون می‌خونم. بعد بچه‌ام می‌گه: «بابا، آواز نخون!»

78
00:05:33,000 --> 00:05:37,000
می‌گه: «بابا، نخون! صدات رو شنیدم! بابا، تو که نمی‌تونی بخونی، پس نخون!»

79
00:05:37,000 --> 00:05:41,000
یعنی به من می‌گه آواز نخونم! حتی اصلاً دوست نداره من آهنگ‌هایی رو که خودش گوش می‌ده، همراهی کنم.

80
00:05:41,000 --> 00:05:45,000
دلش می‌خواد آهنگ رو فقط از نسخه اصلیش بشنوه. اون موقع‌ها یکم دلم می‌شکنه!

81
00:05:45,000 --> 00:05:51,000
این رو برای دخترم گذاشته بودم و اومدم...

82
00:05:51,000 --> 00:05:58,000
وای، چقدر نازه! چه زمانی از بودن کنار بچه‌تون بیشتر از همه خوشحال می‌شین؟

83
00:05:58,000 --> 00:06:05,000
برای من، وقتی از سر کار برمی‌گردم و می‌بینم که مامان و بچه با هم هستن و حالشون خوبه...

84
00:06:05,000 --> 00:06:10,000
آدم یه‌دفعه احساساتی می‌شه، نه؟ یه بار به همسرم گفتم: «واقعاً لیاقت دارم چنین زندگی‌ای داشته باشم؟»

85
00:06:10,000 --> 00:06:17,000
آره، همسرم خیلی دوست‌داشتنیه و به هر حال، بچه‌مون رو سالم و سلامت به دنیا آورده.

86
00:06:17,000 --> 00:06:23,000
اوایل با هم از بچه مراقبت می‌کردیم و هر دومون خسته می‌شدیم. اما حالا وقتی از سر کار برمی‌گردم...

87
00:06:23,000 --> 00:06:29,000
و می‌بینم همسرم به‌خوبی از بچه مراقبت کرده و همه‌چیز رو توی خونه به‌خوبی اداره کرده...

88
00:06:29,000 --> 00:06:33,000
واقعاً ازش ممنون می‌شم. گاهی حتی بغضم می‌گیره. دلم هم برای بچه‌ام خیلی تنگ می‌شه.

89
00:06:38,000 --> 00:06:45,000
واقعاً فکر می‌کنم پدر و مادرهای کره‌ای خیلی تأثیرگذار و تحسین‌برانگیزن. واقعاً آدم‌های فوق‌العاده‌ای هستن.

90
00:06:45,000 --> 00:06:51,000
در طول هفته این‌همه کار می‌کنن، سر کار می‌رن، شاید برنامه کاری یا دورهمی‌های شرکت هم داشته باشن.

91
00:06:51,000 --> 00:06:57,000
علاوه بر اون، کارهای شخصی خودشون رو هم دارن. بعد آخر هفته که می‌رسه...

92
00:06:57,000 --> 00:07:03,000
شاید دلشون بخواد با دوست‌هاشون وقت بگذرونن یا به سرگرمی‌ها و تفریحات خودشون برسن. اما وقتی بچه داشته باشن، تقریباً دیگه فرصتی برای این کارها نمی‌مونه.

93
00:07:03,000 --> 00:07:10,000
با این حال، خیلی‌هاشون اینجا نمیان که با اخم و ناراحتی وقت بگذرونن. میان و با بچه‌هاشون بازی می‌کنن.

94
00:07:10,000 --> 00:07:17,000
من وقتی این صحنه‌ها رو می‌بینم، واقعاً تحت تأثیر قرار می‌گیرم. واقعاً تحسین‌برانگیزه! کار آسونی نیست.

95
00:07:20,000 --> 00:07:27,000
عجب! ولی واقعاً پدرهای زیادی رو می‌بینم که تنهایی میان. من هم باید بیشتر تلاش کنم.

96
00:07:27,000 --> 00:07:31,000
آره، من هم باید مثل این‌ها بیشتر تلاش کنم. انگار زیادی ذوق‌زده شدم، نه؟

97
00:07:31,000 --> 00:07:35,000
وقتی پدر می‌شی، خودت هم سوژه تولید محتوا می‌شی!

98
00:07:35,000 --> 00:07:41,000
وقتی پدر می‌شی، دیگه کدوم سلبریتی بودن؟ از اون به بعد، دیگه فقط بابایی!

99
00:07:41,000 --> 00:07:45,000
الو، عزیزم! من الان کارم تموم شده.

100
00:07:45,000 --> 00:07:51,000
مگه نگفته بودیم امروز بریم رستوران چینی؟ آهان، ساعت هفت شد؟ خب، من هم ساعت هفت میام و باهات غذا می‌خورم.

101
00:07:51,000 --> 00:07:56,000
آهان، باشه، باشه!

102
00:07:56,000 --> 00:08:00,000
پس ببینیم اوضاع چطور پیش می‌ره. باشه، فهمیدم.

103
00:08:00,000 --> 00:08:04,000
من الان اینجام، من هم اومده بودم کافه‌بازی کودکان...

104
00:08:04,000 --> 00:08:09,000
آره، نمی‌دونم! اینجا توی کافه‌بازی برای فیلم‌برداری ازم دعوت کرده بودن.

105
00:08:09,000 --> 00:08:12,000
آره، امروز یه جورایی اینجا کار کردم!

106
00:08:12,000 --> 00:08:18,000
اگه امروز با بچه‌ها بازی نمی‌کردم، احتمالاً همسرم حسابی دعوام می‌کرد!

107
00:08:18,000 --> 00:08:24,000
می‌گفت: «با بچه‌های مردم بازی می‌کنی، ولی با بچه خودت بازی نمی‌کنی؟!» باشه، فهمیدم!

108
00:08:24,000 --> 00:08:29,000
باشه، فعلاً میام. حالا باید برم دنبال جائه‌یو و کارهام رو انجام بدم.

109
00:08:29,000 --> 00:08:36,000
بیرون غذا خوردن راحت‌تره، حتی اگه دقیقاً ندونی چی بخوری؛ از اینکه بخوای توی خونه بمونی، راحت‌تره.

110
00:08:36,000 --> 00:08:39,000
یعنی نمی‌خواین از خونه بیرون برین؟

111
00:08:39,000 --> 00:08:46,000
وقتی پدر و مادر می‌شی، همه برنامه‌ها مدام تغییر می‌کنن. هیچ‌چیزی قطعی نیست.

112
00:08:46,000 --> 00:08:53,000
باید همیشه انتظار تغییر برنامه رو داشته باشی. خب، دلم می‌خواست امروز غذای چینی خوشمزه‌ای بخورم...

113
00:08:53,000 --> 00:08:56,000
ولی هوا واقعاً عالیه!

114
00:08:56,000 --> 00:08:59,000
چه هوای خوبی!
